الفيض الكاشاني

385

ترجمة الحقائق ( فارسى )

كه هركه به غير من امّيدى داشته باشد قطع امّيد او را مىكنم به اينكه او را مأيوس مىگردانم و جامهء خوارى در نزد مردم را بر وى مىپوشانم و او را از قرب و وصل خود دور مىسازم ، آيا در سختىها امّيد به غير من مىدارد و حال آنكه بيرون شد « 1 » از سختىها در دست من است ؟ و آيا امّيد به غير من مىدارد و فكر در آن مىكند كه درِ ديگرى را بكوبد و حال آنكه كليد درها در دست من است و همه درى بسته و در من گشوده است از براى كسى كه مرا بخواند ؟ آيا كسى هست كه در رفع حوادث امّيد به من داشته باشد و من رفع آنها را « 2 » نكرده باشم ؟ آيا كسى هست كه امّيد به من داشته باشد در مصيبتهاى عظيم و من قطع امّيد او را نموده باشم ؟ و من جميع آرزوهاى بندگان را در نزد خود حفظ كرده‌ام و راضى به حفظ من نشده‌اند و تمام آسمانها را پر كرده‌ام از گروهى كه ملال از تسبيح من ندارند و امر كرده‌ام ايشان را كه درهاى رحمت را در ميان من و بندگان من نبندند ، امّا مردمان اعتماد به قول من نكرده‌اند . آيا كسى كه حادثه‌اى از حوادث به وى روى كند نمىداند كه غير از من كسى قادر بر رفع آن نيست ؟ آيا مرا چنان نمىداند كه پيش از سؤال ابتدا به عطا نموده‌ام و هرگاه از من سؤال كند اجابت خواهم كرد ؟ آيا من بخيلم پس بندهء من مرا بخيل شمرده ؟ آيا جود و كرم از براى من نيست ؟ آيا عفو و رحمت در دست من نيست ؟ آيا من محلّ آرزوها نيستم و كيست كه مانع من شود از برآوردن آرزوها ؟ آيا آن كسانى كه به غير من امّيد دارند « 3 » از من نمىترسند ؟ اگر تمام اهل آسمانها و زمين امّيد به من داشته باشند و بدهم به هريك آنچه را جميع امّيد داشته باشند به مقدار عضو مورچه‌اى از ملك من كم نمىشود و چون كم شود ملكى كه من او را برپا داشته‌ام ؟ ! پس بَدا حال آن كسانى كه از

--> ( 1 ) . شد / a شدن . ( 2 ) . s - را . ( 3 ) . امّيد دارند / s امّيد وارند .